تبلیغات
گروه کوهنوردی بیشابور کازرون - صعود به کوههای اطراف چاه نفت و تنگ بیخرو
گروه کوهنوردی بیشابور کازرون
سلامتی شادابی تندرستی ایجاد نشاط و روحیه
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


گزارشات گروه کوهنوردی بیشابور کازرون ، دانستنیهای کوه، مسیرهای کوهنوردی در کازرون

مدیر وبلاگ : سید امین حسینی
نظرسنجی
نظر شما در رابطه با وبلاگ ما چیست ؟لطفا نظر یادتان نرود.





بادرود فراوان خدمت تک تک دوستداران طبیعت

امروز جمعه مورخ 15/09/92طبق برنامه زمانبندی ، گروه قصد عزیمت به کوههای اطراف چاه نفت بالاتر از کارخانه  تولید شن و ماسه خاوند را نمودند.

در ساعت 50/5 صبح مقرر شد پس از گرد هم آمدن در بالای بیمارستان ولیعصر کازرون راهی منطقه مذکور شویم که پس از محقق شدن این امر خودروها را در کنا رکارخانه پارک نموده ،کوله پشتی ها را برداشتیم و در ساعت 10/6صعود را آغاز و پس از اندکی پیاده روی در جاده آسفالته به سمت یکی از یالهای سمت چپ جاده کوههای شمال غرب کارخانه یاد شده حرکت کردیم. باوجود ابری بودن آسمان وگرم بودن هوا نیازی به استفاده از البسه گرم احساس نمیشد.

پس از یک شیب نسبتا ملایم رفته رفته راه شیب تندی به خود گرفته بود و کوهنوردی را کمی مشکل تر میکرد.اندکی که پیش میرفتیم رسم ادب را بجا آورده توقفی مینمودیم تادوستان پیش کسوتمان و آنهایی که مسن تر بودند به گروه بپیوندند.روی یالهای این منطقه تراکم درختان بسیار کم بود بجز اندکی آخورک و بلوط درخت دیگری دیده نمیشد،مسیر پر بود از علفهای خشک فصول گذشته ،البته در این بین، بودند گیاهانی که با این چند بارش اخیررویشی نو یافته و جان دوباره ای به کوه داده بود.

درساعت 45/7تصمیم گرفتیم برای صرف صبحانه توقف نماییم . 

پس از آن در ساعت30/9 صبح با چند تن از همنوردان تصمیم گرفتیم به قله صعود کنیم ودر صورت امکان اگر مسیر بیخطر باشد کوهنوردی را ادامه داده و به سمت جاده پشت کوه و روستای امامزاده در مسیر دشت برم به طرف گاوکشک و دیکانک برویم وگرنه که مسیر رابلعکس برگردیم .بنابراین از دوستانی که مایل به آمدن با ما نبودند در همین مکان خداحافظی نموده و آنان به سرپرستی آقای رضایی بسمت شهر برگشتند.

ما نیز به سرپرستی آقای جلیل متشکری راهی صعود به قله شدیم ،در ضمن باخبر بودیم که منطقه بالای دست دارای ریزال(سنگهای ریزشی) میباشدومیبایست با احتیاط کامل صعود نماییم.gps را که روشن نمودیم درست چندین کیلومترپشت قله ای که میخواستیم صعود را انجام دهیم ،روستای دیکانک ،امامزاده و سپس جاده تنگ ابوالحیات نمایان بود.به همراه داشتن این دستگاه ارزشمند قوت قلبی برای همنوردانمان بود .یکی از دوستان کمی جلوتر از ما در حرکت بود ومسیر صحیح و بی خطر تری را برایمان مشخص مینمود به علت ریزالها میبایست قدمها را حساب شده برمیداشتیم ،هر قدم را بامهارت خاصی محکم بر زمین کوبیده و پس از اطمینان قدم بعدی را برمیداشتیم ،همچنین بعلت شیب زیاد حرکت به صورت مورب و زیکزاک صورت میپذیرفت.در طول مسیر توقفهای کوتاهی جهت رفع خستگی و رفع عطش داشتیم.

در ساعت 10/11به پایین دیواره قله رسیدیم با هر نگاه به دیواره های عظیم بدون هیچ گونه پاکوب یا راه عبوری، هراسی وصف ناپذیر سراپای وجودمان را فرا میگرفت ،بالاخره راه را با وارد شدن به یک شکاف بزرگ و مقداری صخره نوردی پشت سر گذاشته و با مشقت بسیار خود را به قله رساندیم.

لذت رسیدن به آن ارتفاع خستگی تمام راه را از تنمان بدر کرد،به علت اختلاف ارتفاع بسیار زیاد بادی  سرد میوزید .پس از گرفتن چند عکس یادگاری زیبا قصد نمودیم به سمت جاده پایین دستمان واقع در ضلع جنوبی قله حرکت نماییم،جاده ای که یک طرف  آن باگذراز روستاهای امامزاده ،دیکانک،گاوکشک و...تنگ ابوالحیات وطر ف دیگر به روستای عبدویی و کلانی و در نهایت به جاده جدید کازرون شیراز ودشت برم میرسید.

البته سرپرست گروه آشنایی مختصری با مسیر داشت اما براستی نمیدانستیم چه عقوبتی انتظار ما را میکشد.در ساعت 26/11از قله به سمت پایین حرکت کردیم.جنگلی زیبا را در پیش روی خود داشتیم ،هنوز پس ازباد و باران های اخیر کیالکهایی بر درختان مانده بود که انتظار آمدن رهگذران خسته را میکشیدند. کم کم شیب تند و تند تر شد .حال میبایست سنگهای بزرگ را پشت سر میگذاشتیم و گاهی مجبور میشدیم بصورت نشسته از روی آنها عبور نماییم


بدلیل اینکه در دو طرفمان دیواره های بسیار بلندی بود به ناچار مسیر را به سمت دره  یا آبراه پایین تغییر دادیم .مسیر پر بود از درختان بلوط .با هر بادی که میوزید انبوه برگهای خشک شده بلوط با صدایی چون بارش تگرگ و باران شدید بر سرمان فرود می آمدند. گویا آنان نیز آمدن زمستان و رفتن پاییز راهلهله کنان جشن گرفته بودند .انبوه درختان در برخی نقاط چونان بود که گاهی انسان فکر میکرد آنها سرهاشان را به هم نزدیک کرده و آمدن مهمانان ناخوانده  به دامن پر مهر طبیعت بکر ودست خورده را به هم نوید میدهند و در گوش یکدیگر نجوا میکنند،گاهی تراکم درختان انقدر بود که میبایست از لا به لای شاخه های افتاده برروی زمین درختان به سختی عبور میکردیم.

به جرات میتوان گفت که اینجا تنها منطقه بکری بود که تا به الان دیده بودیم،حتی کوچکترین نشانه ای از آلودگیهایی که میتوانست توسط انسان وجود داشته باشدازقبیل (آشغالهای صنعتی ،پوست پفک ، بطری اب معدنی ،پاکت آب میوه و...)به چشم نمی خورد.از بودن در چنین منطقه ای به خود میبالیدیم و غروری وصف ناپذیر سراسر وجودمان را فرا میگرفت،از طرفی دلهره پایان مسیر را در دل داشته و دائم با خود زمزمه میکردیم آیا مجبور به بازگشت نخواهیم بود؟

پس از ساعاتی که در دره حرکت کردیم به صخره ها و دره های مهیب و بلندی به ارتفاع 2-3-4 -5متری رسیدیم که غرور چند لحظه پیش را در هم شکست و فکر بازگشت به قله و فرود از آن سمت با آن مشقت و طاقت فرسایی لرزه بر انداممان می نشاندو حتی فکر بازگشت و صعود به دیواره های قبلی را از ذهن عبور نمیدادیم ،بالاخره راهی بود که شروع شده بود و میبایست به سرانجام برسدو اما سرانجامش چه باشد ، این را همان الرحم الراحمین ستوده صفات میدانست و   بس.

یکی از دوستان که رزمی کار بود جلو تر رفته و راههای مناسب تر و کم خطر را به ما نشان میدادومانیز به تبعیت از ایشان با هر جان کندنی بود وبا کمک یکدیگر از آن محل عبور میکردیم .گاهی سنگها در اثر سایش آب انقدر صاف و سیقلی شده بودند که ایشان در پایین یا اواسط سخره می ایستادند و دستش را با دست همنوردان قلاب نموده و موجب فرود آسانتر دوستان میگشت ،جا دارد در همین جا از دوست خوب و همنورد عزیزمان جناب آقای (ابراهیم ارشدی) که این وظیفه خطیر را بر عهده گرفته اند تشکرویژه ای  داشته باشیم.    

اصلاٌامیدی به باز شدن راه وجود نداشت. تنها امیدمان فقط و فقط خالق بی همتایی بود که ما را تا این لحظه در تمامی مراحل سخت زندگی از جمیع بلایا محفوظ نگه داشته بودو همین مایه دلگرمیمان بود.دایم این شعرمشهور در ذهنمان تداعی میشد که:

                                 گر خداوند من آنست که من میدانم

                                 شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد

روستای دیکانک در آنطرف جاده از لای شکاف دره هویدا بود،اما این فقط یک سراب بودزیرا که ما هرچه صخره ها و دیواره های بزرگ را در مینوردیدیم باز پرتگاه بعدی و شیب بعدی انتظار قدوم خسته ما را میکشید.هیچ اثری از ردپای انسان یا حیوان دیده نمیشد،در بین راه دو اسکلت خوره شده توسط حیوانات وحشی را دیدیم که تقریبا مربوط به چند روز پیش بودوهنوز بوی تعفن از آنها به مشام میرسید،دوستمان از بومیان این منطقه شنیده بود که در این منطقه پلنگ دیده شده است.

بالاخره آخرین پیچ و خمهای این تنگه مهیب را پشت سر گذاشتیم وکم کم بقایای زباله های انسانی مشاهده میشد(پاکت سیگار-شیشه آب معدنی-پوست تنقلات و....)نمیدانستیم از خوشحالی بخندیم یا از این وضع اسفباربوجود آمده توسط انسان در این دامنه کوه زیبا بگرییم،چرا که هرجا انسان پا میگذارد کم و بیش این آلودگیها را از خود به جای میگذارد.

باشوق و ذوق فراوان به شکرانه فرود موفق به جمع آوری و امحاء زباله های آن محل پرداختیم. جاده در مقابل ما قرار داشت.

ساعت 20/15را نشان میداد . سرپرست گروه چون با روستاییان آن منطقه آشنایی داشت با تلفن همراه درخواست یک خودرونمود که پس از 10دقیقه پیکانی از اهالی روستا مارا به سمت دشت برم و در نهایت کازرون آورد.

این کوهنوردی با همه فراز و نشیب،گرسنگی ـخستگی و کوفتگی-در نهایت با رسیدن به مقصد خاطره ای شیرین  ازایثار- ازخودگذشتگی-کمک به همنوع را برای همیشه از خود به یادگار گذاشت


اسامی کوهنوردانی که از ابتدا ما را همراهی نمودند آقایان: حاج کرامت ا... رضایی(سرپرست و موسس گروه بیشابور)-ناصر جعفری -ابراهیم ارشدی -جلیل متشکری -رضا سیاح پور -احمد میرزاده- احمد مختاری-رمضان صلاحیان-

 حجت ا...نیکنام- سیدامین حسینی(عکاس و وبلاگ نویس)

فردای آنروز که یکی از اهالی روستای روبروی دره را دیدیم که میگفت این تنگه به (تنگه بیخیرو)مشهور است 

روز شنبه باخانواده بسمت منطقه فرودمان رفتیم و سپس با راهنمایی یکی از اهالی بسمت تنگه ای مشهور در آن منطقه برای صرف نهار رفتیم که نام این تنگه نیز ملسکوبود . تنگه بسیار زیبایی بود که دهانه غار مانندی داشت و ازبالای آن قطرات آب در حال چکیدن به داخل حوضی بود که عکسهای این تنگه را برای شما عزیزان گذاشته ام

تنگه مذکور تقریبا 1تا 5/1کیلومتر بعد ازتنگ بیخیرو و در همان سمت در جهت حرکت به سوی دشت برم قرار داشت ،تنگه مذکور از جاده نیز پیدا بود و راهی ماشین رو تا کنار آن رفته بود

 

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 15 آذر 1392
چهارشنبه 30 فروردین 1396 05:10 ق.ظ
Good info. Lucky me I ran across your site by chance (stumbleupon).
I've book marked it for later!
دوشنبه 25 آذر 1392 09:22 ب.ظ
درود بر شما
الگوها ونقشه ها نا منظم وناپایدار شده اند و از نظم خاصی برخوردار نیستند.دلیل این بی نظمی هم بهم ریختن تعادل آب وهوایی است که اثر خودش رو روی نیمه ی جنوبی بیشتر نشون میده . بدین صورت که مثلا یک توده باران زا که از اطلس یا مدیترانه حرکت می کنه با توجه به سرعت وجهت حرکتش پیش بینی میشه هفته آینده به منطقه مابرسه ولی درست در آخرین روزها به محض نزدیک شدن به این مناطق تحت تایر همون عواملی که قبلا گفته شده اثر خودشون رو از دست نمیدن وپراکنده میشن و همه ی پیش بینی ها غلط از آب در میاد
سید امین حسینیدرود درود
متشکرم از اطلاعات مفیدتان
یکشنبه 24 آذر 1392 09:35 ب.ظ
درود بر امین نازنین
متاسفانه روند گرمایشی کره زمین موجب تضعیف هوای سرد قطبی شده و زبانه های این توده سرد قادر به نفوذ به عرض های جنوبی کشور ما نیست به همین دلیل هر گاه این توده تقویت شود رطوبت هوا بر روی دامنه های زاگرس متراکم و بارندگی داریم و وقتی این زبانه قطبی ضعیف گردد با وجود هجوم ابرها امکان تراکم و بارش بوجود نمی آید مانند همین دوسه روز گذشته که ابرها میهمان آسمان شهر بودند ولی کمتر باریدند
سید امین حسینیسلام
از پاسخ سریعتان ممنونم استاد عزیز
اما چرا سایتها اینقدر پیش بینی هایشان غلط از آب در می آید
یکشنبه 24 آذر 1392 08:15 ب.ظ
سلام
گزارش بسیار جالبی بود.
با تشکر از شما
سید امین حسینیبا درود
متشکرم شما لطف دارید.
شنبه 23 آذر 1392 05:29 ب.ظ
با سلام،از عکسهای زیبایی که وبلاگتان دیدم لذت بردم باآرزوی موفقیت.
سید امین حسینیسلام متشکرم از شما دوست گرامی
پنجشنبه 21 آذر 1392 04:56 ب.ظ
درود بر جناب حسینی عزیز و خدا قوت
ریز به ریز و مو به مو سفرنامه پر از دلهره تان را خواندم . ما حدود 15 سال است که به این منطقه می آئیم و هر سال به خود قول می دهیم که دیواره را بزنیم و به قله برسیم اما انگار توفیق نمی شود. راستش را بخواهید همانطور که گفتید ریزشی بودن پای دیواره مانع اصلی این کار شده ولی حالا خوشحالم که بالاخره دوستانمان این مسیر را بازگشایی کرده اند و به ما نیز نشان خواهند داد چون ظاهرا از هر مسیری امکان صعود وجود ندارد. برای فرودتان هم ریسک زیادی کرده اید که البته به رنجش می ارزد ولی تجربه نشان می دهد که در مسیر های ناشناخته بهتر است از روی یال ها حرکت کنیم نه در کف دره های تنگ و پر پیچ وخم . به هر حال خوشحالم که سالم بازگشتید . به امید دیدار شما در کوهستان
سید امین حسینیسلام و درود استاد فرزانه جناب آقای پولادی
از حسن نظر شما بسیار سپاسگزارم .
ما حالا حالاها باید در محضر استادانی چون شما درس پس بدهیم اما واقعا از صمیم قلب میگویم جایتان خالی در ان هوای پاك و بكر كه پای هیچ جنبنده ای به آنجا نرسیده بود .
البته سالهای قبل چندی از دوستان از روی یال رفته بودند كه متاسفانه به پرتگاه منتهی شده بود وتا شب سرگردان بوده اند البته اگر با راه آشنایی داشته باشید یال بهترین گزینه است چون آخرش كه رسیدیم یالهای زیادی از همان كوه را دیدیم كه به جاده ختم میشد به هر حال از تجربیات ارزنده شما كمال استفاده را مینماییم لطف نمایید مارا در جهت نیل به بهتر شدن وبلاگ و مسیرهای حركت یاری فرمایید. متشكرم
چهارشنبه 20 آذر 1392 11:56 ب.ظ
با سلام:
دوست گرامی سید امین عزیز:
واقعا خسته نباشید اما این نوع كوهنوردی را برای شما و دیگر كوهنوردان نمیپسندم چرا كه شما حتی كلاسهای مقدماتی كوهپیمایی را نگذرانده اید
در واقع همه كوهنوردان باید از صعود خود لذت ببرند نه اینكه استرس برای فرود وعقوبت كارشان داشته باشند در یك كلام دوست عزیز امیدوارم دیگر این اشتباهات را انجام ندهید وهر روز بهتر از دیروز از كوهنوردی خود لذت ببرید
بر فراز باشید همنورد گرامی
سید امین حسینیبا سلام جناب آقای راسخی
محمد جان شاید نخورده ایم نان گندم اما دیده ایم دست مردم . بنده و دوستانم به اقتضاء شغلی ام دوره های فرود از ارتفاع با طناب وکمکهای اولیه و .... را زیر نظر هلال احمر کازرون و دوستان همراه ما دوره های کوهنوردی حرفه ای و سنگ نوردی و صخره نوردی را گذرانده و دارای مدرک میباشیم .از حسن نظر شما و دلسوزیتان نسب به برادر کوچکتان سپاس گذارم . باز هم به ما سر بزنید ممنون.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

  • WeblogSkin

امکانات جانبی