تبلیغات
گروه کوهنوردی بیشابور کازرون - صعود به تنگه كُنج
گروه کوهنوردی بیشابور کازرون
سلامتی شادابی تندرستی ایجاد نشاط و روحیه
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


گزارشات گروه کوهنوردی بیشابور کازرون ، دانستنیهای کوه، مسیرهای کوهنوردی در کازرون

مدیر وبلاگ : سید امین حسینی
نظرسنجی
نظر شما در رابطه با وبلاگ ما چیست ؟لطفا نظر یادتان نرود.





صعود به تنگ كُنج مورخه 92/10/13

با عرض سلام خدمت كلیه سروران گرامی و مخاطبین وبلاگ بیشابور

پیشاپیش از كلیه دوستان و همنوردان عزیز بخاطر تاخیر در انتشار مطالب وبلاگ پوزش میطلبم .

طی نظرخواهی از اعضای گروه بر آن شدیم تا این هفته به تنگ كُنج صعود نماییم.در همین راستا درروز اربعین گروهی دونفره متشكل از كارشناسان خبره و آشنا به كوه (آقای متشكری و سیاح پور) جهت شناسایی محل و مسیر حركت، عازم تنگ كُنج گردیدند،تا بهترین ،سریعترین مطمئن ترین مسیررا بعنوان مسیر تردد گروه تعیین نمایند .

آنان پس از تفحص و بررسی با به همراه داشتن ابزار كوهنوردی از جمله(gps- ، طناب ، دوربین  و...)با وجود ریزالهای فروان (سنگهای ریزشی)در دامنه كوه نتیجه را به سرپرست گروه اعلام نمودند.

(( قابل توجه اینكه تنگه كُنج پس از كارخانه تولید شن و ماسه خاوند و در ضلع شرقی كارخانه قراردارد ومیبایست جاده خاكی روبروی درب دوم كارخانه را به سمت شرق حدود 3كیلومتر طی نمود و در یكی از اولین فرعیها پس از طی مسافت ذكر شده دوباره به سمت شمال تغییر مسیر داد، در پیش رو چندین تنگه و شكاف قرار دارد كه یكی از آنها در بین اهالی منطقه به تنگ كُنج مشهور گردیده است.))

در دو طرف این تنگه كه شرح چگونگی صعود به آن را در ادامه به تفضیل شرح خواهم داداز یك طرف ( درسمت راست آن)  تنگی است كه 4هفته پیش به آن صعود نموده بودیم و به روستای دیكانك ختم شد واز طرف دیگر(در سمت چپ آن)  اندكی آنطرف تر روستای ملا بلوط قرار داشت كه 2هفته پیش به انجا صعود نموده بودیم و در گزارشات قبلی اینجانب قابل رویت است.

صبح روز جمعه مورخه 92/10/13گروه در محلهای مقرر با سه دستگاه خودرو سواری در ساعت 5/45صبح عازم منطقه مذكور گردیدندكه پس از20دقیقه با طی نمودن فراز و نشیبهای فروان در جاده خاكی به مكانی مسطح جهت پارك خودروها رسیدیم ، حال دیگر زمان آن رسیده بود كه با شوق و ذوق به دل پر مهر طبیعت زده وبا پشتكار و اراده ای آهنین  پنجه در پنجه كوه شد.

كومه های عشایر در سمت چپ قرار داشت .كومه هایی، با دیوارهایی از سنگ و با سقفی شیروانی ،تهیه شده از نی و شاخه درختان كه برخی برای سكونت و برخی دیگر سرپناه دامها و احشامشان بود.

اهالی كومه ها همگی در خواب ناز بودند و رویای باریدن باران و پر شدن آبشخورهای دامها و حوضچه های اطراف را در سر می پروراندند.آرامش وصف ناپذیری منطقه را در كام خود كشیده بود،سرپرست گروه به رسم ادب گروه را به سكوت دعوت نمود، اما دیری نپاییدكه نگهبانان از جان گذشته عشایر سكوت را برهم زده و با دیدن افراد غریبه در مجاورت منازل خود بانگی پیاپی سر دادند و مانع ازنزدیك شدن هر جنبنده ای به منازل صاحبانشان میشدند.

با توجه به نتیجه شناساییهای قبلی تصمیم گرفتیم بر روی یكی از یالها به سمت تنگه حركت نماییم ،راه دارای ریزالهایی با سنگهای ریز و درشت بود.عبور زیگزاكی و افقی گروه مانع از حركت و سقوط سنگ به سمت نفرات آخر میشد.هوا پس ازیك روز بارانی آنچنان سرد و خشك بود كه تردد بدون كلاه ماسك و دستكش غیر ممكن بود.

سفیدی برفها از دور درپایین دیواره كم كم خودنمایی میكرد و شوق رسیدن به برفها توان حركت به جلو را دو چندان نموده بود.

پس از رسیدن به دیواره مقداری در حاشیه  در جهت غرب (بسمت كارخانه)حركت نمودیم تا به تنگه رسیدیم.

با دیدن انبوه برفهای داخل تنگه ذكر الحمدا...از لسان هر یك از همنوردان بگوش میرسید واگرمكان وزمان اجازه میداد هر یك به شكرانه آن همه نعمت سجده شكر بجا می آوردند،گویا خشكسالی سالهای اخیر شهرستان داغی كهنه بر دلهایشان نهاده كه با دیدن این برفها همچون آبی بر آتش ، جگر خشكیده شان را خنك مینمود.

مسیر داخل تنگه مملو بود از درختان وسنگهای غول آسا ،كه گاهی از برخی بسختی بالا میرفتیم و گاهی از زیر برخی از آنها همچون دالان و یا مانند تونلهای بدون روشنایی شهرستان (در گذشته نه چندان دور)عبور مینمودیم.

در ساعت 9/10دقیقه به بالای تنگه و سَركوه رسیدیم كه ناگهان با منطقه ای كاملا متفاوت ترازمنطقه صعود مان روبرو شدیم.دشتی مالامال از مخمل سفید كه ما را یارای چشم برداشتن از آن نبودو زبان قاصر از توصیف آنهمه زیبایی بود ،گاهی ارتفاع برفها به 25تا35سانتیمتر میرسید.

روستای طاسک در عکس بالا به وضوح مشخص است.

پس از چند عكس یادگاری گوشه ای دنج را برای صرف صبحانه انتخاب نموده و با ذغالی كه همراه داشتیم بساط كباب چنجه(گوشت فیله)را بر پا نمودیم .

جایتان واقعا سبز بود.مثل هفته های گذشته پیاز ،لیمو خارگی،سبزی و سماق ازدیگر چاشنی های این صبحانه لذیذ بود.همه دوستان با سیخهای به صف شده منتظر طبخ كبابها بودند.

چای زعفرانی خوشرنگی كه میبینید حاصل دم كشیدن در قوری های كهنه كار پیشكسوتان این حرفه است كه بر روی ذغالها تهیه شده است. که .

عکس بالامتعلق به آقای ابراهیم ارشدی که زحمت ساخت آدم برفی را کشیدند.

و پس از انداختن چند عكس با جناب آدم برفی در ساعت 11/30 ازآن مناظر زیبا و بكر دل كنده و فرود را آغاز نمودیم.

تمام ذهنمان متوجه مسیر بود تا از لیز خوردن برروی برفها و علفهای خیس مسیر جلوگیری نماییم.

بالاخره در ساعت  13/15  دقیقه به كومه ها رسیدیم و با استقبال گرم عشایر روبرو شدیم.آنان در كنار دیوار كومه ها نشسته و دوش آفتاب میگرفتند.سرپرست گروه بخاطر برهم زدن نظم محیط در ابتدای صبح از آنان حلالیت طلبید و آنان با روی گشاده استقبالكردند.

 .

درساعت 13/45دقیقه در كنار بیمارستان ولیعصر كازرون با همنوردان خداحافظی نموده و به این كوهنوردی بیاد ماندنی خاتمه دادیم.

دوستان همنورد ما آقایان:حاج عبدالحسین نكویی فرد(عضوهیات موسس گروه)-عباس جعفری (سرپرست)- سیدامین حسینی(مدیر وبلاگ و عكاس) - حجت ا... نیكنام-رضا سیاح پور –ابراهیم ارشدی –ناصر جعفری –رمضان صلاحیان –احمد میرزاده –احمد مختاری(تداركات) و آقا كاظم








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 دی 1392
چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 12:52 ب.ظ
باتشکر اززحمات فراوان تمام بچه های کوه مخصوصا اقای حسینی عزیز اما کاش ما بچه های کوه صخره ها رو با ذغال ونوشته هامون کثیف نمیکردیم
سه شنبه 22 بهمن 1392 01:39 ب.ظ
با سلام
عکسهای بسیار جالبی بود.
آقای ارشدی در ساخت آدم برفی مهارت خاصی دارند.کارهای ایشان را قبلا هم مشاهده کردیم.
با تشکر از شما
سید امین حسینیدرود
با تشكر از شما
سه شنبه 17 دی 1392 06:46 ق.ظ
درود خدا بر شما
گزارشتان را خواندم و لذت بردم . آدم را با خود و بدنبال خود سنگ به سنگ و درخت به درخت میکشید و من که در سفرنامه شما تا آن بالا توی برف ها رسیدم هیچ خستگی احساس نکردم . شما چطور ؟
راستی ما همچنان به دلمان مانده این خط الراس رو فتح کنیم و تنهایی حقیقتش جرات نمی کنیم . ایشالله اسفند که هوا خوبه و بادام ها شکوفه دادند در کنار هم باشیم ....
سید امین حسینیدرود وسپاس بر استاد عزیز و ارجمندم حاج محمود رضا پولادی
اینها همه از الطاف بی شائبه شماست که به بنده حقیر ابراز میدارید.ما که تا به حال بدلیل مشغله کاری و شیفتهای گردشی لیاقت خدمتگذاری در رکاب آنجناب را نداشته ایم ولی خدا گواه است زمانی که فعالیتها و تکاپوی شما را برای حفظ محیط زیست میبینم به این همه شوق و ذوق برای شهر و دیارمان غبطه میخورم ومیگویم اگر لا اقل 100نفر از مردم این شهر مثل جناب پولادی فکر میکردند کازرون گلستان استان میشد. خدا قوت .البته بنده به تنهایی و بدون گروه راه بلد نیستم ولی مایه سربلندی وافتخار است که روزی در رکابتان باشیم و از وجودتان فیض ببریم.
دوشنبه 16 دی 1392 12:01 ب.ظ
با سلام: گزارش بسیار زیبایی بود و این نشانه موفقیت شما در ادبیات است كه اینچنین كلمات را در كنار هم میچینید از لطف شما بسیار سپاسگزارم منتظر آپلود عكسها میمانم.
سید امین حسینیدرود بر دوست مهربان و قدیمی خودم
ممنون از ابراز لطف شما
بنده حقیر در نوشتن انگشت کوچیکه شما هم نمیشیم شما به بنده لطف دارید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

  • WeblogSkin

امکانات جانبی